| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
راز سيب
باز دارد فرشته ميبارد روي گلهاي چادرت نم نم سيب تا هر دو نيمهاش را ديد، دختري در ميان شب خنديد تا «صفا»ي قنوت تو هاجر، ميبرد دامن دعايش را عاشق عطر دامنت مکه، کوچههاي مدينه مديونت شانههايت چه خسته و معصوم، زير باران اشک ميلرزند بينشاني؛ اشارهاي هستي به فراسوي بي نشانيها من که از درک نيمهشبهايت، بيستاره به خانه برگشتم از دل بيپناهيِ اشکم، ميرسي با بهاري از لبخند
|+| نوشته شده توسط قاسم صرافان در چهارشنبه 22 خرداد1387 و ساعت 19 |
شب چراغ
دو رباعي تقديم به حضرت زهرا (س) :
ديوانهي عطر ياس خوشبوي توام
بانوي ترانههاي باراني من
که شنا ميکنند در چشمت در شبستانِ چادرت انگار ميزني پا به پاي کاشيها ديدهام در حريم چشمانت نه از آن شيشههاي رنگارنگ که به گِردش هميشه ميچرخند با دو تا چشم گود افتاده از سرابي، برهنه مينوشند دسته گلهاي زرد و تاريکند سهمشان از بهار، همسفريست دست در دست موج ميچرخند آه، اما تو ساده و آرام خود نمايي، خودِ خودت باشي
|+| نوشته شده توسط قاسم صرافان در دوشنبه 30 اردیبهشت1387 و ساعت 23 |
خر
اين هم اولين شعر طنز (نه فکاهي) از شاعري که سجاده نشين باوقاري بوده ( و برگزار کنندگان جشنواره طنز استان اصفهان) بازيچه کودکان کويش کردند.
طنز ترين قسمتش هم اين است که در حضور اساتيد طناز و با نمک اصفهاني به عنوان شعر اول انتخاب شده . (واقعا امان از اين ناداوريها.) و در آخر اين شعر را به عنوان يادآوري تقديم مي کنم به همه ي آقايان و آقازاده هایي که يادشان رفته چند وقت پيش کجا نشسته بودند:
با خر خيابونا شلوغ نبودن هي بي خودي نميشديم جريمه ديگه نميخواست دلمون بلرزه قيمت سوخت ثانيهاي نميشد نميداديم پولاي چند برابر به لطف مسولاي خوب و باهوش!! واااي ! که رنگ سفيدش چه شيک بود شاسي بلند داشت برا مايه داري آموزش و تصديق دو نميخواست ميرفت با چارتا نعل سفت و ساده کوچه خيابونامونم تميز بود درسته که تند نميرفت با تِيْک آف ميشد بفهميم که رو ابرا نيستيم کولر نداشت که شيشه رو ببنديم رو پالونش اونم با بار گندم
کاشکي ميشد بازم رو خر بشينن
|+| نوشته شده توسط قاسم صرافان در دوشنبه 9 اردیبهشت1387 و ساعت 11 |
سفر مجازی
مسافر یک ساله شد این هم شعری به بهانه ی یک سال با شما بودن
با شما راحت است چقدر در اين
یک «مسافر» که آمد و کم کم
چه سحرها که جستجو کردم
شعرهايم پر از نگاه شماست
با پيامِ بروزتان روزم
پشت اين موجوارهها شهري است
صفر و یک ها چنین رقم خوردند
|+| نوشته شده توسط قاسم صرافان در چهارشنبه 14 فروردین1387 و ساعت 21 |
حال و هوا
اينجا کمي تا قسمتي اوضاع ما ابري است اينجا کمي تا قسمتِ / ما روي اين تقويم در اين غبار بي محلي شهر دلتنگ است اين جبههي ناپايدار پرفشار سرد نصف النهار ابروانت آفتابي باد! با آسمانِ آبي بازي که در آنها است فردا چه روشن ميشود با بودنت، «والشمس» بي تو تمام راهها از نقطهي آغاز
|+| نوشته شده توسط قاسم صرافان در دوشنبه 13 اسفند1386 و ساعت 19 |
یکی بود - یکی نبود
تقدیم به همسرم آغاز قصه: بود يکي، آن يکي نبود تنها نشسته بودم و تنها براي تو سوزاندم عاشقانه پرت را نيامدي تا اينکه از کرانهي خوابي قشنگ و سبز تعبير شد در آينهات عکس آه من چشمت درست در وسط روز روشنش گفتم «رواق منظر چشمم ...» که مهربان پرهاي نرم عشق دو مرغابي سفيد من در تجلي تو، که «صدرا» ي ما رسيد (۱) پايان قصه: باز نبوديم ما دو تا
---------------------------------------- (۱) اسم پسرم |+| نوشته شده توسط قاسم صرافان در دوشنبه 22 بهمن1386 و ساعت 19 |
بي تو به سر نميشود
دريا بدون موجِ تو دريا نميشود جز با عبور نازک انگشتهاي تو آنقدر روشني که در اين شهر تيره هم در طرح سبز و سادهي تو، جستجوي عشق يک نقطه در زبان تو پايان جمله نيست فرياد ميزنم که: غزل غصههاي من لبخند ميزني که : دل هيچ عاشقي نه ... ، بي هواي تازهي در برگ جاريت بيهوده دور عقربه را پلک ميزنيم
|+| نوشته شده توسط قاسم صرافان در یکشنبه 7 بهمن1386 و ساعت 12 |
زیارت
فرات
یه نفر میپّره از خواب، پا میشه: اینجا کجاس؟ (آدما یکّی یِکی روی زمین پا میذارن یه زن سیّده با قد بلندش، ميرسه یه عَلم دست یه مَرده که تو چشماش عسله (نوحه خون دم میگیره، آسمونو غم میگیره پا میشن سینه زنا، سنگین و آروم میزنن) چرا امشب آسمون مشکیتره؟ عمه خانوم! پدر امشب چرا خار از تو زمین در میاره؟ مردا با زمزمههاشون شبو روشن ميکنن (دمه صبحه، همهي سینه زنا شور میگیرن نمِ اشکای یه خواهر زمینو آب پاشی کرد پسر آینهای خم شد و افتاد روی خاک گُلاي لاله، بیابونو قشنگش میکنن حالا تنها يه نفر مونده تو اون عصر کبود ميره با اسب سفيدش يه سواري که نگو تا که لب وا مي کنه، هلهله بر پا ميکنن آسمون ابريه اما ديگه بارون نميياد (يه نفر جار مي زنه: يالا سوار شين که بريم اون زن بالا بلندي که اومد، خم شد و رفت نوحه خون، سينه زنا وقت غروب رفته بودن
|+| نوشته شده توسط قاسم صرافان در سه شنبه 25 دی1386 و ساعت 23 |
دستهایش
سررشتههاي دلت را دادي به دستان خورشيد از مشک شيداييت آب، بايد بريزد که سيراب بر نهرها قصهات را آنگونه روشن نوشتي از سوزِ آه تو ساقي! ميخانه آتش بگيرد حالا که گويي قرار است در زير مهتابِ رويت پس بال عشقي بياور، اي آسمان در نگاهت!
|+| نوشته شده توسط قاسم صرافان در جمعه 21 دی1386 و ساعت 10 |
و هو العلي
«ربنا آتنا» نگاهش را، که هوايم دوباره باراني است «اِنّ في خلق» تو خدا هم مست، روحْ حيران، فرشتهها هم مست «لا اله»َم ! کجاي «الا» يي؟ روح دريا ! کجاي دريايي؟ «يا سريع الرضا»ي لبخندت، عاشقان را کشيده در بندت «و اذا الشّمسْ» پيش تو تاريک، «واذا البحرْ» از تو در جوشش از ميِ «اِنّما ولي» مستم، در هواي «هوالعلي...» مستم «اشهد انَّ» هر چه دارم تو، «وقِنا من عذابِ نار»َم تو «ليْتَ شِعري»(3) که شعر من آيا مي رسد تا به ساحلت؟ دريا !
-------------------------------------------------------
|+| نوشته شده توسط قاسم صرافان در جمعه 30 آذر1386 و ساعت 21 |
|
درباره وبلاگ
![]() و من مسافر قایق
هزارها سال است سرود زنده دریانوردهای کهن را به گوش روزنه های فصول می خوانم منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
خرداد 1387اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 آرشيو قالبي و موضوعی
غزل و مثنویترانه سپید و نیمایی رباعی طنز پيوندها
سیدمحمدعلی آل مجتبيتازه هاي ادبي انجمن مجازي فرهنگسراي مرداني نقد شاعران کازرون انجمن شاعران ايران محمدحسين بهراميان سعيد بيابانکي مهدي تقي نژاد زينب چوقادي محمد کاظم کاظمي جمال اژدري کازروني حسين رضوي فرد زنده ياد نجمه زارع عليرضا قزوه سيد مهدي موسوي مهدی جهاندار حسام بهرامي عمادالدين شيخ الحكمايي محسن رضوي دکتر دشمن زیاری پرويز بيگي حبيب آبادي احمد بابايي ناصر فيض دکتر داود بيات جواد زهتاب محمد حسين انصاري نژاد مريم علوي محسن عابدي جزي محسن نيکنام محدثه خسروي عاطفه صرفه جو شهرام ميرزايي محمد حسين صفاريان رويا ابراهيمي ليلا اکرمي حميدرضا شکارسري بابک فرشته حکمت پرستوي مهاجر جاده محمد مبلغ الاسلام آشنا پرستش اسماعیل قنواتی زهرا نوروزي مير جعفري مسعود عطايي فلورا تاجيکي ميلاد عرفان پور انجمن جوانان شهرضا عبدالحسين انصاري سميه مرداني تورج بخشايشي سید محمد رضا هاشمی زاده محمد جواد خرازي فرد اباصلت رضوانی فرشته بحراني سيد احمد ميرزاده آزاده بشارتي قاسم مرادي فاطمه شمس مهدی نظارتی زاده فرزاد پاکزاد افشار حمیده محمدرضاپور کيوان براهنگ مرتضي پارسا لاله شجاعی پور يوسف رحيمي محمد سيار اصغر معصومي مي نا لطفي طوبي ملیحه جهانبخش احسان پرسا سيد عباس شرفي وحيد کياني سينا بهمنش عباس حسين نژاد حسين حاج هاشمي سجاد ناصري مینا اروجلو اميد فرهادپور نريمان عبدي مهدی انصاری پور احسان خلیلی علی ثابت قدم وحيد پورداد حمید خصلتی جمال الدین اصفهانیان خسرو دهاقين مهدی میرآقایی دکتر حسین خرسند زهره حق شناس محمدمهدی نقی پور فاطيما صديقه حسيني محمد برزگر رضا طبیب زاده حسین عاشوری مرتضي حيدري آل کثير حيدر منصوري ابراهیم قبله آرباطان وحید طلعت بهرام کمالي امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |